فست سوپ
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 9:56 توسط گورمند www.gourmand.ir
|

همینطور که تو حال خودم بودم احساس کردم یکی پشت سرمه برگشتم دیدم بابا جونمه. کلی ذوق زده شدم. بابا گفت ... اینجا چکار میکنی. بیا برسونمت خونه
( راستش بعد از کلی عکاسی و دنبال کردن کلاغها با لنز دوربین حوصله نداشتم پیاده برم خونه اما خب همیشه میگن خدا برای آدم تنبل جور میکنه) خلاصه که باباجون منو رسوند و منم حسابی یخ زده بودم و یهو رفتم تو خونه و یه کمکی مامانو ترسوندم که هوووووووووووو من اومدم
و بعد با صحنه بسیار دل انگیزی مواجه شدم.... آش رشته داغ
... به به جاتون خالی

